محتوا محور

جنگ، ضد جنگ و دفاع مقدس

جنگ، ضد جنگ و دفاع مقدس

بازنمایی چهره جنگ در سینما، تقریباً قدمتی به اندازه سن و سال خود سینما دارد.

- اندازه متن +

مقدمه

در روانشناسی اصلاحی وجود دارد با عنوان «پیچیدگی شناختی». روانشناسان از منظر این شاخص روانشناختی، تفاوت افراد را ارزیابی می‌کنند. آنها شناخت -در هر رشته و زمینه‌ای- را در طیفی از سادگی تا پیچیدگی ترسیم می‌کنند. فردی که دارای پیچیدگی شناختی بالایی باشد، توان درک تفاوت‌های ظریف و دقیق را دارد؛ در حالی که فردی با پیچیدگی شناختی پایین، تفاوت‌ها را به خوبی درک نمی‌کند یا ممکن است شباهت‌های میان چند پدیده، او را از درک تفاوت‌ها غافل کند و چند پدیده مختلف را یکی بداند.

در عالم سینما نیز سیاست‌گذاران، مدیران و هنرمندان در زمینه‌های مختلف دارای پیچیدگی‌های شناختی متفاوتی هستند. در نوشتار پیش رو تلاش شده است تا برای اهالی سینما، با بیان یک سیر تاریخی، سه گونه (ژانر) مشابه اما متفاوت تبیین شود؛ همچنین در یک داده‌نما (اینفوگرافیک) خلاصه تفاوت‌های این سه گونه، به طور شفاف نشان داده شود. در پایان نیز به طور مصداقی، فیلم‌های چهل و دومین جشنواره فیلم فجر، از منظر گونه‌شناسی بررسی شده است.

جنگ و سینما

بازنمایی چهره جنگ در سینما، تقریباً قدمتی به اندازه سن و سال خود سینما دارد. در سال‌های ابتدایی رشد و نمو این اختراع تازه آغاز قرن بیستم، اول بار دیود وارک گریفیث در فیلم «قلب‌های جهان[A1] » دست به نمایش جنگ روی پرده سینما زد. وقوع دو جنگ بزرگ جهانی و جنگ‌های متعددی که تا پایان قرن بیستم میلادی به وقوع پیوست، و همزمانی با دوره نضج و بلوغ سینما و ظهور تکنولوژی‌های روزافزون در این حوزه، سبب افزونی پیچیدگی و تنوع در روایت جنگ، استقلال محتوایی و شمایل‌نگاری این گونه و تلفیق گسترده آن با سایر گونه‌های سینمایی گردید.

گستره آثارسینمایی گونه جنگ

دایره آثار جنگی از گستردگی قابل اعتنایی برخوردار است. از فیلم‌هایی با موضوع جنگ‌های مذهبی و مقدس، جنگ اقوام باستانی و تاریخی و فیلم‌های دروغ‌پردازانه اسطوره‌ای، تا فیلم‌هایی که جنگ عظیم ملی و وقایع روز را روایت می‌کنند و حتی فیلم‌ها یا سریال‌های مستندنمای جنگ، همه در زمره آثار گونه جنگ قرار می‌گیرند. گاه حتی آثار علمی تخیلی یا آثار اکشن با ژانر جنگی تلاقی پیدا می‌کنند. همچنین در سینما نسبت رمانس‌های عاشقانه‌ای که در دل جنگ اتفاق می‌افتد، با خود جنگ، بسیار حائز اهمیت است. بخش مهمی از آثار شاخص سینمایی مانند «دکتر ژیواگو» و «جنگ و صلح» در واقع رمانس‌های عاشقانه‌ای هستند که جنگ در پس‌زمینه آنها در حال وقوع است. همچنین آثاری سیاسی مانند «اکسودوس» که تولد جعلی یک حکومت غاصب را در دل جنگ به تصویر می‌کشد و نگاهی نژادپرستانه به ایدئولوژی جنگ دارد، یا آثاری که در جهت نمایش فجایعی همچون بمباران اتمی هیروشیما ساخته می‌شوند، و یا حتی فیلم‌های آخرالزمانی که تصویرگر نبردها در پایان دنیا هستند، با گونه جنگ نسبتی نزدیک دارند. در مقابل در برخی آثار انتقادی و سیاه‌نما، جنگ ابزاری برای انتقاد سیاسی-اجتماعی قرار گرفته و به طور ضمنی، جنگ را تخطئه می‌کنند که عنوان «ضد جنگ» به آنها اطلاق می‌شود.

نقش‌آفرینی سینما با ابزار جنگ

کشورهای جهان پیش از ورود به هر جنگ با سینمای خود افکار عمومی را مدیریت می‌کنند. این مسئله در سینمای آمریکا به عنوان پیشرو این هنر- صنعت- تجارت- رسانه، به طور ویژه‌ای خود را نشان می‌دهد. در واقع تا پیش از آغاز جنگ‌ها فیلم‌های جنگی شأن پروپاگاندا، آماده‌سازی و مقدمه چینی برای ورود به جنگ را دارند و سینما باید افکار عمومی جامعه را برای ورود به جنگ آماده و اقناع کند. شرکت‌های فیلمسازی آمریکا موظف هستند مانند همه آمریکایی‌ها در زمانه جنگ، میهن پرستانه و حماسی به خدمت کشور درآیند و منافع کشور را اولویت بدانند؛ این قاعده اساسی در آمریکا است و همه شهروندان این کشور می‌دانند که اگر تمام عمر در مخالفت با سیستم سخن گفته باشند، موقعیت جنگی دیگر جای مخالف‌خوانی نیست. برای مثال شرکت برادران وارنر با این که بسیاری از فیلم‌های اعتراضی سینمای آمریکا را تولید کرده است، در هنگام جنگ[A2]  تولید آثار میهن‌پرستانه شاخصی همانند «کازابلانکا» و «مقصد توکیو» را در کارنامه خود دارد.

در عین حال با پایان یافتن جنگ، گاه برای مدیریت جریان مخالف جنگ و معترضان، کارکرد جدیدی برای سینما تعریف می‌شود و مطابق آن، سینما به سراغ تبعات و ضایعات جنگ نیز می‌رود؛ همچون زمانی که آمریکا با ۵۸ هزار کشته از جنگ ویتنام عقب‌نشینی کرد و به سبب سنگینی ضایعات جنگ، موجی از فیلم‌های ضد جنگ برای سخن گفتن از پدیده سربازان آسیب دیده و معترض به جنگ تولید شد. این فیلم‌ها به سیاست‌های جنگ‌طلبانه و سیاست‌مداران آغازگر جنگ تاختند.

اما این قبیل آثار اعتراضی درباره تمام جنگ‌های آمریکا صدق نمی‌کند. به طور مثال جنگ جهانی دوم، طلایی‌ترین جنگ برای آمریکایی‌ها بود که هم‌چنان بر سر خوان غنایم آن نشسته‌اند. برخورداری از حق وتو، انتقال حجم گسترده‌ای از ذخیره طلای دنیا به آمریکا و آغاز سلطه آمریکا بر مجامع بین‌المللی، از جمله مواهب جنگ جهانی دوم برای آمریکا بود. در همین راستا قواعد فیلمسازی هالیوود نیز به تناسب نتایج این جنگ به طرز متفاوتی شکل گرفته است و چندان که باید، از خشم سربازان معترض بازگشته از میدان جنگ، سخنی به میان نمی‌آید و به ضایعات جنگ نیز اشاره نمی‌شود.

جنگ، ضد جنگ

سیر تطور آثار جنگی در پایان قرن بیستم به دسته‌بندی دوگانه جنگ و ضد جنگ ذیل گونه جنگی انجامید. هرچند این دو مفهوم هیچ‌گاه به عنوان زیرگونه‌های رسمی ذیل گونه جنگی تعریف نشد، اما مرزهای شفاف میان شاخص‌های این دو، منجر به ظهور دو طیف موضوعی و دو شمایل‌نگاری خاص در سینما گردید.

زیرگونه جنگ

مطابق قاعده سینمای جنگ، مفروض اصلی در فیلم‌های این زیرگونه جنگیدن است و کسی از چرایی جنگ سؤالی به میان نمی‌آورد. این سینما جنگ را به گونه‌ای نمایش می‌دهد که مخاطب مطمئن شود این جنگ ارزش مبارزه را دارد و انسان‌ها با انگیزه زیاد حاضراند در آن قهرمانانه به نبرد بپردازند و کشته شوند.

فیلم‌های جنگی بدون تعارف از عقاید منافع و مواضع کشور سازنده فیلم دفاع می‌کنند. این آثار در اصل روایت‌گر حماسه پیروزی یا حماسه شکست هستند. در این گونه فیلم‌ها هیچ‌کس در میانه جنگ تردید نمی‌کند، از علت حضور خود و علت کشتن و کشته شدن سؤال نمی‌کند و اسیر پرسش‌های فلسفی نمی‌شود. مخاطب با دیدن چهره بازیگران و میزان مصمم بودن و افعال آنها، طرف خوب و بد نبرد را تشخیص داده و دسته‌بندی انسان‌ها بر اساس قدرت و اعمال آن است و نه بر مبنای ارزش‌های انسانی.

خانواده در آثار جنگی نقش فعال داشته و در تشجیع و ترغیب رزمنده برای حضور در میدان جنگ ایفای نقش می‌کند. رزمندگان و سربازان توانمند، میهن‌پرست، باهوش، قدرتمند و ریسک‌پذیر، منضبط و عاقل هستند و قهرمانانه به نبرد می‌پردازند. مفاهیم مقدس هم‌چون دین، میهن و خانواده، ابزاری برای ایجاد حس وحدت و یکپارچگی هستند و به عنوان علت جنگ مطرح نمی‌گردند. حقانیت و حجیت ابزار به صورت محوری در آثار جنگی مورد بحث قرار گرفته و صحبت‌های جدی و جزءنگرانه درباره تجهیزات نظامی رد و بدل می‌گردد. ارتش کاملا منظم، تکریم پرچم کشور سازنده فیلم و کپشن‌های اطلاع رسانی یا نریشن‌های مطول برای شرح وضعیت زمانی و مکانی جنگ، از دیگر شاخص‌های شمایل‌نگاری این زیرگونه ژانر جنگ هستند.

در میان آثار جنگی سینمای بین‌الملل، فیلم‌های شاخصی چون مقصد توکیو، پاتن، طولانی‌ترین روز، کلاه‌سبزها، غازهای وحشی و سلاح برتر، در زمره آثار زیرگونه جنگ قرار می‌گیرند. در سینمای ایران نیز فیلم‌هایی نظیر گذرگاه، حمله به اچ۳، عقاب‌ها و مانی‌مانگا، ذیل آثار این زیرگونه سینمایی واقع می‌شوند.

زیرگونه ضد جنگ

همان‌گونه که ذکر آن رفت، در سینمای جهان گونه مستقلی به نام سینمای ضد جنگ وجود ندارد، بلکه آثار ضد جنگ (به معنی اخص) نیز ذیل گونه جنگی (به معنی اعم) تعریف می‌شوند. در فیلم‌های ضد جنگ صرف نظر از موافقت یا مخالفت آن با جنگی که روایت می‌کند، فضای جنگ و موضوع جنگ ماهیت اصلی محسوب می‌‌گردد. با این که در آثار اولیه بلند سینمای صامت از جمله «تولد یک ملت» ساخته دیوید وارک گریفیث در سال ۱۹۱۵ میلادی، سینما شاهد بروز اولین المان‌های ضد جنگ در قواره این مدیوم بود، اما اصل پایه‌گذاری در تعریف مفاهیم و شمایل‌نگاری این گونه آثار، مرتبط با جنگ جهانی اول و انعکاس پوچی و تباهی این جنگ در ادبیات داستانی مربوط به این جنگ رخ داد. با وقوع این کارزار، جنگ صورت دیگری از خود را به بشر مدرن نشان داد و این بار این بشر سرمست از تجهیز به تکنولوژی، از تجهیزات جدید جنگی نظیر توپ، مسلسل با نواخت تیر بالا، بالن‌های نظامی، هواپیما، تانک و سلاح‌های شیمیایی، نه برای ایجاد عدالت و احقاق حقوق بشری، بلکه برای ایجاد مسلخ‌های انسانی بهره برد. شوک بزرگی که این جنگ به اروپا تحمیل کرد، بر هنرمندان آن عصر تاثیر شگرفی گذاشت، به طوری که التقاط معرفتی و فلسفی حاکم بر فضای جنگ به التقاط هنری انجامید و مکتب پست‌مدرنیته بعد از این جنگ شکل گرفت.

در ادبیات ضد جنگ از واژگانی هم‌چون سرزمین مادری، شجاعت، غرور و وطن‌پرستی اثری نیست. همه انسان‌ها با هم یکسان هستند و مرزی میان دوست و دشمن وجود ندارد یا این مرز بسیار باریک است. سربازان دو سوی میدان نبرد به راحتی با هم دوست می‌شوند، به هم پناه می‌برند و اصرار دارند که با هم نجنگند؛ اما افسران پشت جبهه، سربازان خود را به مسلخ انسانی می‌فرستند.

فیلم‌های ضد جنگ با نمایش صحنه‌های تلخ و مشمئز کننده از تلفات انسانی در میدان نبرد، مدعی می‌شوند که چیزی برای افتخار وجود ندارد. نمایش کشته‌شدن سربازان به دست نیروهای خودی به سهو یا عمد، و عذاب وجدان سرباز قاتل، تبدیل شدن قهرمان جنگ به انسانی جنایتکار در نگاه مردم و بی‌توجهی مردم به قهرمانان جنگ، از دیگر مؤلفه‌های این سینما است. از دیگر الگوهای این سینما نمایش خانواده‌ای است که در چندین نسل همگی قربانی جنگ بوده‌اند. اساساً مفهوم ضایعات جنگ در ادبیات و سینمای ضد جنگ به شدت پررنگ است و در واقع نویسنده و کارگردان به جای تأکید بر فتوحات نبرد، از ضایعات و تلفات می‌گویند. کشته‌ها، مفقودین، مجروحین، سربازان موجی، آوارگان، یتیمان، زنان بیوه، آسیب‌های روحی سربازان و خانواده‌های آنها، خیانت و فساد اخلاقی، بازار سیاه حین جنگ و بحران اقتصادی پس از جنگ، از مضامین ثابت این ادبیات و سینما است.

«در جبهه غرب خبری نیست»، «متولد چهارم جولای» و «غلاف تمام فلزی» از مصادیق بین‌المللی سینمایی ضد جنگ و «ملکه»، «بیداری رؤیاها»، «طبل بزرگ زیر پای چپ»، «دوئل»، «آباجان» و «درخت گردو» از مصادیق ایرانی این زیرگونه ژانر جنگی هستند.

دفاع مقدس؛ ظهور یک زیرگونه جدید در آثار جنگی

پیش از دفاع مقدس جنگ‌های مقدس دیگری بر پرده سینما به نمایش درآمده بود، اما در هیچ‌کدام از جنگ‌های سابق و آثار سینمایی تولید شده بر مبنای آنها، این میزان نگاه خدامحورانه، شهودی و انسان‌سازانه که در آثار دفاع مقدس ترسیم شد، وجود نداشت. حتی نسبت میان خدا، جهان و انسان در هیچ‌یک از جنگ‌های پیشین همانند دوران دفاع مقدس نبود. در دفاع مقدس انسان‌ها به استقبال شهادت می‌رفتند؛ خانواده‌های شهدا بسیار کرامت داشتند؛ رزمنده‌های این جنگ بدون آسیب‌های روحی و حتی کامل‌تر و با خصایل اخلاقی بهتر از جبهه‌های جنگ باز می‌گشتند. این دفاع با سازوکار استعلایی‌اش سبب تکامل رزمندگانش شده بود. تنها آسیب روحی بعد از جنگ، نوستالژی جبهه برای آنهایی بود که دلتنگ جنگ می‌شدند و از این رو مناطق عملیاتی را به زیارتگاه بدل کردند. این در حالی است که در غرب، محل عملیات‌های بزرگ جنگ جهانی اول مانند «جبهه سوم[A3] » را سرزمین نفرین شده و محل ارواح خبیثه می‌دانند و هکتارها زمین را بدون استفاده رها کرده‌اند.

با تحقیق و رمزگشایی از این تفاوت‌ها، مفهوم جنگ مقدس، جهاد، اجر مجاهد فی سبیل الله و واقعه کربلا که سبب بروز این تفاوت‌ها شده است، به چشم می‌آید. یک پنجم آیات قرآن آیات جهادی است و جهاد در رده بالاترین عبادات تعریف شده است. منطق نقش آفرینی در امتداد تاریخ مقدس مبتنی بر ولایت محوری، سبب شده بود که رزمندگان دفاع مقدس خود را در امتداد کربلا و حرکت عظیم امام حسین علیه السلام ببینند و مسائل گوناگون را با این مقیاس بسنجند. به همین سبب سینمای این جنگ نیز باید متفاوت از سینمای جنگ‌های باطل باشد. نمی‌توان با ساختار جنگ‌های باطل، جهادی مقدس را به تصویر کشید. نگاه کلاسیک و میهن پرستانه به جنگ یا نگاه تلخ و سیاه ضد جنگ، دو نگاه رایجی بود که پیش‌تر در ساختار گونه جنگی گنجیده بود. بسیاری از آثار تولید شده در حوزه سینمای دفاع مقدس با استفاده از الگوهای این ساختار دوگانه تولید شده‌اند و به همین سبب در ارائه روایت حقیقی آن درمانده‌اند. از این رو تعریف مؤلفه‌های این‌ زیرگونه ژانر جنگ، اهمیتی دوچندان دارد.

در سینمای دفاع مقدس جنگ مبتنی بر هدفی والا و مقدس شکل گرفته است. پیروزی در نبرد هدف غایی نیست و تعهد به جهاد و ادای تکلیف و وظیفه، انگیزه رزمندگان برای حضور در کارزار نبرد است.  انسان‌محوری در وقایع جنگ موضوعیت دارد، نه حادثه‌محوری و اکشن جنگ. انسان‌ها از مرگ هراسی ندارند، اما در عین حال حفظ جان انسان‌ها برای فرماندهان اهمیت دارد. رزمندگان کنشگری خود را در یک مسیر تاریخی ممتد می‌بینند. آنها مبتنی بر روحیه پهلوانی می‌جنگند و نه بر اساس قوت بازو و ابزار جنگی. سلوک یا تحول رزمندگان و سایر افراد مرتبط با جنگ در آثار دفاع مقدسی به تصویر کشیده می‌شود. شهدا، جانبازان و قهرمانان جنگ تکریم می‌شوند و خانواده‌ها سربلند از تقدیم شهید یا جانباز در امر جنگ هستند.

از میان المان‌های فرمی گونه جنگ، آنها که نسبتی با مفاهیم مقدس پیدا می‌کنند، نقشی شاخص در شمایل‌نگاری آثار دفاع مقدس دارند. چفیه، پلاک، پرچم‌های منقوش به نام مبارک ائمه معصومین (ع) یا پرچم ملی با المان‌های مقدس، از جمله مصادیق فرمی سینمای دفاع مقدس هستند.

در سینمای ایران آثاری نظیر «پرواز در شب»، «دیده‌بان»، «مهاجر»، «ستارگان خاک»، «آژانس شیشه‌ای» و «حور در آتش» از جمله مصادیق سینمای دفاع مقدس هستند. در سینمای غرب نیز آثاری نظیر «نجات سرباز رایان» و «ستیغ اره»، با به کارگیری مؤلفه‌های سینمای دفاع مقدس در گونه جنگی، به مرزهای آثار این زیرگونه نزدیک شده‌اند.

 با مشاهده کارنامه سینمای ایران در چهل و پنجمین فجر انقلاب در نمایش آثار دفاع مقدس و با درک این ضرورت که عرصه‌های جهاد سخت همچنان پیش روی ملت ایران و ملت‌های دلبسته به آرمان‌های انقلاب اسلامی و مقاومت گشوده است، ضرورت تشریح و تبیین شاخص‌های سه زیرگونه سینمای جنگ برای مدیران، هنرمندان و مخاطبان سینما برای ساخت آثاری درخور اهداف راهبردی در این حوزه، بیش از پیش حائز اهمیت است[A4] .


حال با این دقت نظر که فیلم جنگ، ضدجنگ و دفاع مقدس، علی رغم شباهت‌های ظاهری، سه‌گونه متفاوت و با سه کارکرد و تاثیر مختلف هستند، آثار چهل و دومین جشنواره فجر را بررسی میکنیم.

  • «مجنون»برای کسانی که از پیش با شخصیت شهید زین الدین و عملیات خیبر آشنایی داشته باشند، و با اطلاعات قبلی خود، کمبودهای فیلم را جبران کنند، یک فیلم دفاع مقدسی محسوب می‌شود. اما فیلم به خودی خود، و برای مخاطبی که اطلاعات قبلی از شخصیت و عملیات نداشته باشد، تقریباً فاقد مولفه‌های فیلم دفاع مقدس بوده و تا حد زیادی یک جنگی همانند همه فیلم‌های جنگی تاریخ سینمای جهان محسوب می‌شود. صحبت شب عملیات شهید زین الدین درباره اینکه «چشم امام (ره) به ماست و…» عنصری بارزی است که فیلم را به سمت زیرگونه دفاع مقدس می‌کشاند؛ هرچند این عنصر، کوتاه و به صورت دیالوگ صریح بوده و همراه با خلاقیت هنرمندانه درون داستان گنجانده نشده بود. با این حال، درمجموع فیلم مجنون را میتوان دفاع مقدسی ترین فیلم جشنواره چهل و دوم دانست.
  • «آسمان غرب» به طور محسوسی در زیرگونه جنگی دسته بندی می‌شود. عمده فیلم به جنگ و زدوخورد و انفجار و درگیری و تعقیب‌وگریز و… می‌گذرد که عناصر مشخص گونه جنگی هستند. برخی مولفه‌ها همچون وجود عکس امام(ره) در کابین بالگرد یا اشاره به هدیه کلت از طرف امام (ره) که حاکی از انگیزه‌های دینی و انقلابی شخصیت است، مواردی ظاهری و به تعبیری «حداقلی» از سینمای دفاع مقدس هستند که در این فیلم حضور دارند. این فیلم نیز برای کسانی که آشنایی قبلی با شخصیت و عملیات داشته باشند، به نحو اثربخش‌تری در زیرگونه دفاع مقدس قرار می‌گیرد؛ اما فیلم به خودی خود تا 90 درصد، یک فیلم اکشن جنگی است.
  • «دست ناپیدا» ترکیبی از زیرگونه‌های سه‌گانه مذکور است. در واقع فیلم، مجموعه ای از لحظات و حالات مختلف است که بدون یک قصه منسجم و روند دراماتیک درست، گرد هم آمده است. جهان دفاع مقدسی فیلم به خوبی توسط مخاطب باور نمی‌شود؛ مگر برای مخاطبی که از قبل با دو کتاب «چایخانه» و «حوض خون» درباره نقش زنان در دفاع مقدس آشنایی داشته باشد. در مجموع می‌توان دست ناپیدا را یک فیلم جنگی دانست که فیلم‌ساز تلاش ناموفقی برای دفاع مقدسی نمودن آن داشته است.
  • «ظاهر» بنا بر خط اصلی داستان، بیشتر ذیل گونه عاشقانه قابل تعریف است. جنگ، مسئله اصلی داستان نیست. اما به عنوان گونه دوم یا سوم فیلم، می‌توان مولفه‌های ضدجنگ را در فیلم مشاهده کرد. بیان تلخی جنگ و تقابل آن با زندگی، از مولفه‌هایی است که فیلم‌ساز تلاش کرده در فیلم بگنجاند؛ هرچند به دلیل درنیامد فرم، و استفاده از زیتم کند سینمای آرام (اسلو سینما)، القای هر پیام و اثر مثبت یا منفی بر مخاطب را با مشکل مواجه کرده است.
  • «پرواز ۱۷۵» در واقع، فیلمی امروزی، «درباره» جنگ، ضد جنگ و دفاع مقدس است اما مستقیماً به خود جنگ مربوط نمی‌شود. ترکیبی از مولفه‌های این زیرگونه‌ها در آن وجود دارد: از اشاره به عناصر ضدجنگ همچون وضعیت مجروحین بدحال شیمیایی و اعصاب‌وروان باقی‌مانده از جنگ و تزویر مسئولین و سوءاستفاده آنها از عکس یادگاری با یادگاران جنگ، تا حضور روح‌بخش انگشتر یادگاری یک شهید غواص که در سیر رسیدن به مادر شهید، به دست افراد مختلفی می‌رسد و برای آنها سبب رحمت و گشایش می‌شود؛ در مجموع می‌توان پرواز 175 را یک فیلم دفاع مقدسی با بضاعت متوسط دانست.
  • «میرو» را به سختی می‌توان در بررسی فیلم های مدنظر، قرار داد. می‌توان حدس زد که گنجاندن سکانس جنگ و نامید شخصیت فیلم به نام یک شهید واقعی، به دلیل جلب حمایت و پشتیبانی یک از نهادهای حامی مالی بوده است. میزان وفاداری فیلم به شخصیت واقعی، بسیار پایین است و اساساً داستان، در زمان حال نیز قابل روایت است و سکانس جبهه قابل حذف. از رو، نمی‌توان آن را به خوبی در بحث جنگ، ضدجنگ، دفاع مقدس، تحلیل کرد.

در پایان باید این نکته را تذکر داد که هرچند در مقام بحث تخصصی «گونه‌شناسی»، «دفاع مقدس» را یک گونه در کنار گونه‌های دیگر برمی‌شمریم اما باید توجه داشت که دفاع مقدس مجموعه‌ای از پیام‌های اثرگذار باارزش است که در هر زمان و مکانی مورد نیاز مخاطب بوده و با زیرگونه‌های مختلف قابل جمع است. در موارد مختلف، فیلم‌های دفاع مقدسی، جز پرمخاطب‌ترین فیلم‌های زمان خود بوده اند. حسن خطام این نوشتار، گزیده ای از بیانات رهبر معظم انقلاب (دیدار فعالان عرصه هنر دفاع مقدس؛ 24/6/1388) در این خصوص خواهد بود:

«هشت سال دفاع مقدس ما صرفاً یک امتداد زمانی و فقط یک برهه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی زمانی نیست؛ گنجینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی عظیمی است که تا مدتهای طولانی ملت ما میتواند از آن استفاده کند، آن را استخراج کند و مصرف کند و سرمایه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گذاری کند. حادثه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی عظیم این هشت سال، مجموعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای است از صفات والا، فرهنگهای پسندیده و برگزیده و ممتاز، عقاید و معارف والائی که ملت ما در طول تاریخ ارث برده یا استعدادش را در خودش حفظ کرده بوده، که با انقلاب اسلامی این استعدادها بروز کرد. یک گنجینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای از همه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی اینهاست. شما که دفاع مقدس را روایت میکنید، بخصوص آنهائی که روایت هنری میکنند، در واقع آئینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای هستید در مقابل یک مظهر جمال و جلال، که او را منعکس میکنید. آنچه که در دوران آن هشت سال از بروز خصلتهای والا و پسندیده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی انسانی، از شجاعت، از ایثار، از اخلاص، از صدق و صفا، از بروز تدبیرهائی که از یک جوان چنین تدابیری انتظار نمیرفت -این برجستگی‌هائی که در دوره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی هشت سال دفاع مقدس به وجود آمد- اتفاق افتاد، با هزینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های زیادی هم همراه بود. چقدر جان عزیز فدا شد، چقدر ثروت مال و ثروت وقت مصرف شد. شما امروز آنها را در واقع با کار هنری خودتان بازآفرینی میکنید. همان تأثیراتی را که آن حادثه میتوانست در یک نسل، در یک جامعه باقی بگذارد، شما با این نوشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی خودتان، با این فیلم خودتان، با این کار هنری خودتان که بازآفرینی آن حادثه است، در مخاطب خودتان ایجاد میکنید. این خیلی کار بزرگی است، خیلی کار مهمی است؛ شما برای آن تابلوی پرشکوه و پر از ریزه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کاری و ظرافت و زیبائی آئینه میشوید. خود این کار فرهنگی و کار هنری شما که روایت آن جهاد مقدس هست، جهاد است؛ زیرا سعی بر این بوده که آن مفاهیم والا به دست فراموشی سپرده بشود؛ برای این تلاش شده، کار شده. آن عزتی، اعتماد به نفسی، احساس اقتداری که از ناحیه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی معنویت رزمندگان ما و جامعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی اسلامی ما احساس شد و توانست آن حادثه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی عجیب و شگفت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌انگیز -یعنی پیروزی در دفاع مقدس و شکست نخوردن در مقابل تهاجم این همه دشمن- را رقم بزند، آن خصوصیات، آن خصلتها، برای ملت ما، برای کشور ما، یکی از بزرگترین نیازهاست. اینها را بایستی نگه داریم و در مقابله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی با تلاشی که میشود برای به فراموشی سپردن آنها، مقاومت کنیم. کار شما روایت دفاع مقدس و همین مجاهدت بزرگ است.

… اینکه تصور بشود که هنر دفاع مقدس در جامعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی ما مخاطب ندارد، طالب ندارد، این هم خطای بزرگی است، از اشتباهات فاحش است؛ اگر کسی این را خیال کند. تحقیقاً پرمشتریترین آثار هنری بعد از انقلاب در زمینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مختلف، آن آثار هنری است که مربوط به دفاع مقدس بود؛ چه در زمینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی فیلم و سینما، چه در زمینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی کتاب، خاطره، داستان… این جور نیست که مشتری نداشته باشد، طالب نداشته باشد. البته بعضی از کارها هست، مشتری پیدا نمیکند؛ این اشکال در مضمون و محتوا نیست، اشکال در ساخت است، در قالب است، در کیفیت است، در مایه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های کمِ هنری است که به خرج داده میشود و در یک اثر به کار میرود و طبعاً طالب پیدا نمیکند. بنابراین در این زمینه هرچه بتوان کار کرد، هرچه بتوان سرمایه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گذاری مالی و مدیریتی و وقتی و اینها کرد، جا دارد؛ و سفارش ما این است. دوستان هنرمند هم با شوق و امید، این کار را دنبال کنند. البته این کار افراد پابه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رکاب و آماده و مسئولیت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شناس لازم دارد؛ یعنی کسانی که حقیقتاً احساس مسئولیت کنند و حالت تنبلی و خواب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آلودگی و اینها در انسان نباشد. یک چنین عناصری میتوانند خوب در این عرصه و در این میدان نقش ایفاء کنند.»

Avatar photo
درباره نویسنده

محتوا محور

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *