فیلم سینمایی هوک، داستان یک نوجوان به نام شیرهان است که در سنین نوجوانی توسط برادر بزرگترش میرهان آموزش بوکس میبیند. نمای آغازین فیلم از کتک خوردن شیرهان آغاز میشود و سپس مخاطب را به زیر آب دریا و تمرین دو برادر میکشاند. طی یک حادثه ناخواسته برادر شیرهان فلج شده و او تنها مرد خانواده میشود. شیرهان بخاطر حادثهای که برای برادرش اتفاق افتاده دچار افسردگی میگردد اما توسط ابوحمزه مربی باشگاه بوکس بر خود مسلط میشود و زیر نظر او به تمرین میپردازد.
داستان از جایی به دوران جوانی شیرهان پرش میکند که او با زور به قهرمانی استانی در بوکس میرسد. این عمل او که از اصول پهلوانی بدور بود موجب رنجش خاطر ابوحمزه میشود. در این میان یکی از دلالان ثروتمند به نام کمور دلال سعی میکند او را به خود جذب کرده تا شیرهان را راهی مسابقات زیرزمینی و کسب سود کند. میرهان که بالکل فلج شده با دیدن انحراف راه برادر، خود را به آب انداخته و فوت میکند. پس از مرگ میرهان برادرش بواسطه ابوحمزه دوباره بر خود مسلط شده و به عرصه قهرمانی برمیگردد. او در فینال مسابقات کشوری به دلیل عجز حریفش به عمد میبازد و نقطه سیر تحول خود را کامل میکند.


هوک یک فیلم درام ورزشی و دومین ساخته حسین ریگی در مقام کارگردانی است. ریگی همچنین سال گذشته فیلم خوب «لیپار» را برای مردم سیستان و بلوچستان به جشنواره فیلم کودک و نوجوان آورده و مورد تحسین قرار میگیرد. نگاه وی به ژانر کودکان و نوجوانان نگاهی کنشگرانه است و تلاش دارد تا مخاطب خود را انسانی بااراده پرورش دهد.
این نگاه به خوبی در فیلم هوک نشان داده شده که با نگاه عزتمندانه به فقر درام زیباتری را شکل میدهد. در سالهای اخیر فیلمهای غالبا نئورئال هر کدام نگاه کاملا متنزل و سیاهنما را به مسئله فقر داشتهاند. اما تصویری که از مردم طبقات پایین در این فیلم نشان داده میشود نگاه واقعیتری است. مردمی که در کمال کرامت انسانی در تلاش برای زندگی با آرامش هستند. این نگاه غالبا در سینمای ایران نادیده گرفته میشود و موجب شده تا فیلمسازان به سمت سینمای سیاهنما و اکثرا همراه با نگاه ذلتبار از کشور خود بروند.
اما خوشبختانه هیچکدام از چالشهای چهارگانه این سینمای جشنوارهای در فیلم هوک دیده نمیشود. نگاه کارگردان به مردم شریف سیستان و بلوچستان محترمانه و قرین عزت است. مردمی که زیربار انعام خفتبار هم نمیروند. کارگردان حتی شخصیت ضدقهرمان که کمور دلال نام دارد را به گونهای به تصویر میکشد که مخاطب او را بیشتر در کسوت تاجر و نه یک خلافکار میشناسد. البته در ترسیم شخصیت وی فیلمنامه صراحتا به روابط او با کشورهای شیخنشین خلیج فارس اشاره میکند که یکی از معدود مواردی است که ما از نقشه و تله این کشورها برای جوانان سیستان و بلوچستان میگوییم.
همچنین لنز دوربین کارگردان به دلیل نگاه به نشان دادن زیباییهای استان سیستان و بلوچستان عادت میکند. قابهای زیبا و چشمنوازی از طبیعت چابهار و استان به تصویر درآمدهاند که کارکرد خود را بیش از زیبایی در درام داستان نشان میدهند. یکی از برجستهترین نکات فیلم به غیر از نگاه زیبا به استان سیستان نشان دادن بهترین مرکز چشمپزشکی در این استان است که یکی از پیشرفتهترین مراکز پزشکی کشور میباشد. نقش مربی میرهان به عنوان یک مراد که مرید میپروراند نیز جالب و زیبا درآمده و بازیگر آن امیر جعفری نیز به خوبی آن را ایفا میکند.
با این وجود اما نقاط ضعفی نیز فیلم دارد. اول از همه نام فیلم است که نسبت به مضمون آن نام بیربط و اذیتکنندهای است. بعد از آن مردان نیمه برهنه شاید در عرف ما قابل قبول باشد ولی در خارج از کشور از آن تلقی دیگری دارند. فیلمنامۀ دوپاره به کار کمی لطمه زدهاست. در ابتدا نیمه اول فیلم داستان به خوبی تعریف میشود؛ شخصیت دو برادر در حال شکلگیری است و مخاطب شاهد یک رابطه برادری ناب و زیباست. اما جایی که شیرهان از دوران نوجوانی به جوانی منتقل میشود نقطه ضعف داستان است و درام فیلمنامه آسیب میبیند. این مسئله در بازی بازیگران هم تأثیرگذار است و ما دو نوع بازی متفاوت از شخصیت شیرهان در دو مقطع زندگی میبینیم.
شاید دلیل این تغییر به تأثیری که نویسنده از آثارموازی این فیلم پذیرفته، برمیگردد. اما سیر تحول سشخصیت از فردی که ابتدا پهلوانی را کنار گذاشته و در نهایت با تاثیر مرشد خود با بازی امیر جعفری به آن میرسد نقطه طلایی داستان است.
در نهایت میتوان گفت، «هوک» شاید با وجود نقطه ضعفها کاستیهایی داشته باشد اما بار مثبت آن بیشتر است و نمره قبولی را میگیرد. این فیلم در ارائه تصاویر زیبا و چشمنواز، اشاره به پتانسیل بالای استان سیستان و بلوچستان در قهرمانپروری و پهلوانمآبی و همچنین تاکید بر اهمیت خانواده و رابطه برادری، قدمهای جدی برمیدارد.
به قلم آقای امیری
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟